حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
65
تاريخ قم ( فارسي )
با سنگ شد نعوذ باللَّه من عذابه و سخطه و نسأله توفيقاً لرضائه برحمته ، شهرستان بعضى از مردم قم روايت كنند كه اين ديه خمانى بنا كرده است بر دست مردى نام او شهر و او اين ديه را بنا نهاد بنام خود ، وچهر اين ديه را جلين از براى پسر خود وچهر بنا كرده است و بنام او باز خوانده است . طبشقوران هيثم از عمر كسرى روايت كند كه او گفت كه اين ديه قومى از اهل طبشين بنا كردهاند و نام آن طبشگران بوده است پس معرّب گردانيدند و گفتند كه طبشقوران ، فرابه اين ديه را فرابه [ 1 ] بنا كرده است و او مردى بوده است از ملوك كابل ملك اعظم برو خشم گرفت و از پيش خودش براند او با جماعتى از حواشى و مماليك و خدمتكاران خود از پيش او بيرون آمد و آمد تا به زمين قم و بدين موضع فرود آمد و اين ديه را بنا كرد و منزل ساخت و گويند آن را فرابه بدين علت نام نكردند بلكه بسبب آن نام كردند كه آب آن بسيار بود فرابه يعنى پُر آبه ، برزآباد فرابه آن را بنا كرده است . جهستان راوى چنين گويد كه اين ديه را جهستان كابل [ 2 ] كه ملك [ اعظم ] برو خشم گرفته بود بنا كرده است و گويند كه بندهء بود سيّد او بر او خشم گرفته بود از كابل بيرون آمد با جماعتى از حواشى و بقم نزول كرد و جهستان را بنا نهاد و منزل كرد و به شهر قم از نسل مماليك او جمعى هستند معروف ، كمج كى بن ميلاد آن را بنام خود بنا كرده است و اليوم مندرس است . سراجه راوى گويد كه بدين موضع قطعا و اصلا عمارت نبوده است اوّل عمارتى كه درو بنا نهادند سرايكى [ 3 ] بود گفتند سرايچه بعد از آن معرّب كردند و گفتند سراجه ، دينجان معنى آن ديه انيان است يعنى ديه شجاعان و درين ديه از فرزندان عجم قومى بودهاند كه بشجاعت منسوب بودهاند و نى به زبان عجم شجاع باشد و ده يعنى قريه پس ده انيان يعنى ده شجاعان ، نواران چنين گويند كه اوّل ديه از ديههاى سراجه كه بنا نهادند اين ديه بوده است ازين جهت گفتند نواران ، خزادجرد ابن مقفع گويد كه اين ديه مردى از عجم نام او خرزاد بنا كرده است و او را خرزاد گرد نام نهاده است پس
--> [ 1 ] - خ ، ل : فرالا ، [ 2 ] - جهستان كابل يعنى جهستان از اهل كابل ، [ 3 ] - سرايك مصغر سراكه بمعني خانه است ،